من مبارزی با رگ های سرخ

من پیشمرگ کردم و تفنگم از خون میروید.

من شعله وار در خرمن شب زبانه میکشم

من گرم واتشین به انجماد فصل سرد می وزم

من مهربان گلهای خونم را بر گیسوان کودکان گرسنه می نشانم من عصاره خشم رنجبران جهانم.

من پیشمرگ کردم

قلبم برای تو می تپد

ای دورترین انسان رنج دیده زمین.

من پیشمرگ کردم .

قلبم برای تو می تپد

و شعر بزرگ ازادی را با خون خویش برای تو می سرایم.

من پیشمرگ کردم .

/ 0 نظر / 61 بازدید